X
تبلیغات
رایتل

سه‌شنبه 29 شهریور‌ماه سال 1384


خدا حفظت کند، آقای وانیگوت!
وانیگوت یازدهم نوامبر 83 ساله خواهد شد. چه خوب است تا وقتی که زنده است از او قدردانی کنیم. کتاب «مرد بدون کشور» برای این منظور نقطه شروع خوبی است مخصوصاً که این کتاب می تواند ما را به یاد آثار قدیمی این نویسنده بیندازد. خواندن این کتاب مثل این است که بر روی یک کاناپه بنشینیم و با یک دوست قدیمی یک گپ طولانی بزنیم [متن کامل]


نوبل ادبی منتقدان را گیج می‌کند

مراسم اهدای جایزه نوبل ادبی هفته آینده برگزار می شود و دوستداران کتاب بار دیگر یا لبخند می زنند و یا به نشان تحقیر و انزجار روی خود را بر می گردانند.آکادمی سوئد هفته آینده برگزیده نهایی نوبل را اعلام می کند [متن کامل]


وقتی همینگوی به فیتزجرالد فحش می دهد!

فیتزجرالد پس از خواندن دستنوشته وداع با اسلحه به همینگوی پیشنهاد کرد که به 9 صورت می تواند رمان خود را به پایان برساند اما همینگوی در پاسخ به او چند فحش برایش نوشت [متن کامل]


لولیتا پنجاه ساله شد

شخصیتی به نام لولیتا هنگامی که توسط ولادیمیر نابوکف خلق شد 12 سال داشت. اکنون بعد از گذشت سه نسل، خطوط آغازین رمان هنوز برای خوانندگان جذاب است. لولیتا بیش از 50 میلیون نسخه فروخته است [متن کامل]



گفتگو با مارشا مهران

غذا های ایرانی با آن طعم ها و مزه های متنوع شان و توازنی که بین دو مزه ترش و شیرین وجود دارد در گذر زمان همیشه دوام آورده اند چون بسیار لذیذ هستند. یک قاشق زعفران و برنج که کره و شوید با آن قاطی شده باشد یعنی بهشت! [متن کامل]


ترجمه در ماهنامه گلستانه و باقی قضایا

در جدید ترین شماره این نشریه (شماره 66) رویا بشنام که همواره شاهد شاهکار های ترجمه او در مجله گلستانه و روزنامه معتبر ! ایران بوده ام دست به ترجمه داستان کوتاهی از آلیس مونرو زده است. بنده قبلاً بعضی از ترجمه های این مثلاً مترجم را با متن اصلی مقایسه کرده بودم و دچار سرگیجه شدیدی شده بودم و مراتب اعتراضم  به حضور چنین مترجمان نالایقی در ماهنامه سابقاً کمی تا قسمتی معتبر گلستانه را به گوش مبارک سردبیر نامحترم این نشریه رسانده بودم ولی از آنجایی که ایشان مصرانه می خواست که به سیاست خرحمالی کشیدن از مترجمان ناشناخته و ندادن حق التحریر به آنها ادامه دهد [متن کامل]


گفتگو با گیب هادسون

نامه از طریق اداره پست به دست من رسید. یک برچسبی هم بر روی آن چسبانده بودند که فهمیدم برای ردگیری است. کاغذ و پاکت نامه خیلی شاهانه بود. در آغاز نامه از من به خاطر ارسال کتاب تشکر شده بود. من اهل تگزاس هستم و رئیس جمهمور هم اهل تگزاس است او در نامه اش به همشهری بودن خودش با من اشاره کرد. ولی او در واقع با این مقدمه چینی داشت مرا آماده می کرد تا حرف اصلی اش را بزند: او کتاب مرا "ضد وطن پرستانه" و "مسخره" توصیف کرد و گفت که "به لحاظ نوشتاری واقعاً ضعیف است." معلوم بود که او از کتاب من اصلاً خوشش نیامده است [متن کامل]