X
تبلیغات
رایتل

کارلوس فوئنتس

دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1385

 

 

گفتگوی نیویورک تایمز با "کارلوس فوئنتس"

 

نیویورک تایمز

30 آوریل 2006

 

ترجمه فرشید عطایی

 

چه چیزی باعث شد شما به عنوان یکی از نویسندگان برجسته آمریکای لاتین و یکی از رک ترین منتقدان دولت بوش، در جدید ترین رمانتان به نام "سریر عقاب" که یک هجو سیاسی است و ماجرای آن در سال 2020 می گذرد، "کاندولیزا رایس" را در مقام رشک برانگیز ریاست جمهوری آمریکا قرار دهید؟

من در اینجا باید اشاره بکنم که این رمان را به عنوان یک نوع جن گیری نوشتم و نه پیشگویی. ولی ظاهراً این کار پیشگویانه از کار در آمده است. کاندولیزا رایس هم ممکن است به مقام ریاست جمهوری برسد. دموکرات ها که هیچ چیز به ما نداده اند.

 

علاقه عموم به کاندولیزا رایس را چگونه توضیح می دهید؟

او آدم باهوشی است. خوب لباس می پوشد. می تواند به نکات دقیق و ظریف توجه کند. به نظر می رسد در پس ظاهر خود چیز بیشتری در چنته دارد.

 

شما گفته اید که سیاست خارجی بوش را قبول ندارید.

سیاست خارجی آمریکا مثل آیین مانی است. مثل یک فیلم هالیوودی است. باید بدانی که چه کسی کلاه سفید را دارد و چه کسی کلاه سیاه را و بعد با آن کس که کلاه سیاه را دارد ضدیت و دشمنی کنی. سیاست خارجی آمریکا مثل "موبی دیک" است. نبوغ ملویل در این است که از نظر او این کشور نیاز به یک غول دارد. توهمات یک دیوانه به نام "کاپیتان ایهب" به این معنی بود که نهنگ سفید می باست می رفت. ولی همانطور که طوفان کاترینا نشان داد، در درون آمریکا آنقدر مشکلات عدیده وجود دارد که دیگر نیازی نیست که آمریکا با بقیه دنیا جنگ بکند.

 

شما به عنوان کسی که یک زمانی سفیر مکزیک در فرانسه بوده آدم خیلی دیپلماتیکی به نظر نمی رسید.

من از مبارزه خوشم می آید. من همیشه از بحث و مشاجره استقبال می کنم. موقعی که سفیر بودم مجبور بودم خودم را کنترل کنم.

 

آیا هرگز به این موضوع فکر کرده اید که رئیس جمهور مکزیک بشوید؟

مردم به یک رمان نویس رأی نمی دهند. آنها دیوانه نیستند.

 

چرا مکزیک نایب رئیس جمهور ندارد؟

چون فوراً دست به کار می شد و علیه رئیس جمهور توطئه می چید و او را از کار بر کنار می کرد و یا احتمالاً به قتل می رساند. در واقع از این دست اتفاقات در مکزیک قرن نوزدهم موقعی که عنوان نایب رئیس جمهور وجود داشت رخ می داد.

 

در مورد خشمی که بر سر مسأله مهاجرت در آمریکا به وجود آمده چه نظری دارید؟

لایحه "سن سن بره نر" یک لایحه احمقانه است. این لایحه به نیاز های نیروی کار آمریکا هیچ توجهی نکرده است. برای غیبت این مهاجران هزینه گزافی باید پرداخته شود . کشور دچار وقفه می شود. دیگر کسی نیست راننده اتوبوس باشد، در رستوران کار کند، به باغ ها رسیدگی کند و از نوزادان مراقبت کند.

 

شما اکنون 77 ساله هستید. آیا در این سن به گذشت عمر و مرگ خیلی فکر می کنید؟

من اصلاً به این مسائل فکر نمی کنم. هر اتفاقی قرار است بیفتند، می افتد. من دو تا بچه داشتم که قبل از 30 سالگی مردند، پس پیش چه کسی باید از زنده بودن گله کنم؟

 

شما خیلی بیشتر از آنچه سهم تان بوده در زندگی غم را تجربه کرده اید.

بزرگ ترین غم زندگی من از دست دادن پسرم است. من خیلی به او افتخار می کردم. نقاش خیلی خوبی بود. دچار هموفیلی شده بود. شش سال پیش مرد. دخترم ناتاشا هم تابستان سال گذشته از دنیا رفت.

 

با وجود چنین حوادث ناگواری، صبح ها با چه حسی از خواب بیدار می شوید؟

ادامه می دهی. ادامه می دهی. کسی را که دوست داری به درون وجودت می آوری. اینطوری با قضیه کنار می آیی. کاری می کنی که در درون وجودت با تو زندگی کند. من تمام سال هایی را که با بچه هایم بودم در درون خودم دارم. من این تجربه را جایی خارج از وجودم نمی بینم. می توانم عکسی از آنها را ببینم، می توانم احساس غم کنم، می توانم یک شعر بخوانم، ولی وجود آنها در درون من چیزی است که برایم اهمیت دارد.

 

شما آدم شادی هستید و این برای یک روشنفکر در کلاس جهانی امری غیر عادی است.

من هم در زندگی بعضی وقت ها خیلی غمگین می شوم، ولی احساس شکنجه شدن نمی کنم. از ساعت 7 صبح شروع به نوشتن می کنم تا 12. می دانم فکر و ذکرم فقط نویسندگی است. و چه کیفی دارد وقتی کاری را که خودت دوست داری انجام می دهی و نه کاری که دیگری به تو می گوید.