X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

استیون کینگ ۲

سه‌شنبه 25 تیر‌ماه سال 1387

 

 

 

چرا هالیوود دیگر فیلم های ترسناک نمی سازد؟

 

انترتینمنت ویکلی 

 

استیون کینگ 

 فرشید عطایی 

 

پنج شنبه گذشته پس از خارج شدن از سالن نمایش دهنده فیلم "غریبه ها" که استقبال تماشاگران از آن حیرت انگیز بود در حین اینکه پیاده به سمت هتل بوستن می رفتم با خودم فکر می کردم که چه چیزی ترسناک است و چه چیزی نیست. در هر صورت، فیلم "غریبه ها" آنقدر از عنصر ترس بهره مند بود که در گیشه بسیار خوب عمل کند. ولی چه چیزی باعث می شود چنین فیلم کوچک و کم هزینه ای که فقط یک ستاره بیشتر ندارد ("لیو تایلر") در رتبه اول فهرست پر فروش ترین ها قرار بگیرد؟ کسی نباید از اینکه این مسأله برای من جالب است تعجب بکند چون خودم سال های سال در حوزه مسخره فیلم های ترسناک کار کرده ام. این مسأله باید برای مسؤلان شرکت "روباه قرن بیستم" هم جالب باشد؛ آنها تابستان امسال دو فیلم ترسناک پر هزینه به نام های "حادثه" و "فایل های ناشناخته: می خواهم باور کنم" را عرضه می کنند. فیلم "حادثه" خیلی بهتر از آن چیزی بود که من انتظار داشتم ولی به اندازه "غریبه ها" ترسناک نبود. در مورد "فایل های ناشناخته" (که قرار است در تاریخ 25 جولای اکران شود) باید بگویم که شک دارم فیلم ترسناک درست و حسابی باشد.

 

وقتی به ده، دوازده فیلم ترسناکی که من را واقعاً ترساندند فکر می کنم می بینم بیشتر فیلم های ترسناک واقعاً خوب فیلم های کم هزینه ای هستند که جلوه های ویژه شان هم در زیر زمین یا گاراژ منزل کسی ساخته شده است! از فیلم های واقعاً ترسناک اینها را می توانم نام ببرم: جشن اشباح، هالویین، قتل عام با اره برقی در تگزاس، شب مردگان زنده، و پروژ بلر ویچ. همه این فیلم ها تقریباً بدون هیچ هزینه ای ساخته شدند ولی میلیون ها دلار فروختند، در حالی که دنباله ها و نسخه های بازسازی شده آنها هیچ حرفی برای گفتن نداشتند (البته در این بین، فیلم "سپیده دم مردگان" یک استثنا است).

 

ترس و وحشت یک تجربه درونی است، حسی که بیشتر در درون شخص رخ می دهد. فیلمی مثل "بلر ویچ" بیشتر به یک شعر شبیه است تا فیلم های "حادثه ای" که تابستان ها را اشغال می کنند. این فیلم ها مثل ساندویج هایی هستند که گوشت و پنیر بی مزه بیش از اندازه درون آنها قرار داده شده؛ غذا هایی که شکم را پر می کنند بدون اینکه برای روح انسان کاری انجام بدهند. مسؤلان استودیو ها ظاهراً متوجه نیستند که هلاقه مندان سینما به راحتی پرده آبی و گرافیک های کامپیوتری فیلم های پر هزینه را تشخیص می دهند و آنها را به کناری پرتاب می کنند. اینگونه فیلم ها عواطف و تخیل ما را تباه می کنند به جای اینکه با لبه چاقو آن را نوازش کنند.

 

ترسناک ترین صحنه ای که در ذهن من مانده صحنه ای از فیلم "شب مردگان زنده" است. در این صحنه "باربارا" قهرمان داستان توسط یک جسد متحرک (زامبی) با مو های سفید و نگاهی خیره و تهی، تا اتوموبیلش تعقیب می شود. باربارا سوار ماشین می شود و در ها را قفل می کند ولی ناگهان متوجه می شود که برادرش سوئیچ ماشین را برداشته. زامبی می رسد و تکه ای سنگ را از روی زمین بر می دارد و آن را با قدرت تمام به شیشه ماشین می کوبد. اولین بار که این صحنه را دیدم (و حتی دومین بار) احساس کردم از ترس تبدیل به ژله شده ام!

 

از بین دو فیلم ترسناکی که کمپانی روباه قرن بیستم آماده اکران دارد باید روی فیلم "حادثه" ساخته "ام. نایت شیامالان" بیشتر حساب کرد، تا حدودی به خاطر اینکه شیامالان واقعاً ترس را می شناسد، و تا حدودی به خاطر اینکه این بار او به خودش کاملاً آزادی عمل داده (که درجه بندی R از همین مسأله نشأت می گیرد)، و تا حدودی به خاطر اینکه او پس از ساخت فیلم "بانو در آب" چیزی را برای اثبات کردن داشت. و خوشبختانه فیلم "حادثه" یک فیلم نسبتاً کم هزینه است. ولی فیلم "فایل های نشناخته" پر هزینه به نظر می رسد... ولی وحشت یک منظره تماشایی نیست، و هرگز هم نخواهد بود. وحشت مثل یک بازیگر زن نا شناخته است، شاید دختر همسایه، که در یک کلبه کز کرده و چاقویی در دست دارد و ما می دانیم که او هرگز قادر به استفاده از آن نیست. وحشت یعنی صحنه ای در فیلم گغریبه هاگ که در آن "لیو تایلر" سعی می کند زیر تخت پنهان بشود ولی می بیند که در زیر تخت جا نمی شود!

 

یک مسءله دیگر: فیلم های پر هزینه نیازمند توضیحات زیاد هستند، که معمولاً هم کسل کننده اند، و همچنین داستان های حاشیه ای بزرگ، که معمولاً هم دست و پا گیرند. اگر استودیویی قصد دارد 80 میلیون یا 100 میلیون دلار پول را خرج ساخت یک فیلم بکند به این امید که 300 میلیون یا 400 میلیون دلار پول بیشتر در بیاورد، باید معنای آن را هم به زور در حلقوم بیننده فرو کند! آیا یک قاتل زنجیره ای در این فیلم هست؟ پس مامانی اش او را دوست نداشت! (فلاش بک بزنید!) آیا غولی است که از فضا آمده؟ بله، سیاره اش منفجر شده! ولی کابوس چیزی نیست که بتوان از دید منطق به ان نگریست؛ و از طرفی توضیح دادن لذتی ندارد. این چیز ها با "شعر ترس" ناسازگارند.

 

به همین دلیل من نمی توانم تصور کنم که هیچ بخشی از فیلم "فایل های ناشناخته" در حد گفتگویی باشد که لیو تایلر با زن نقاب زن مهاجم به خانه های مردم در یکی از صحنه های بسیار ترسناک فیلم "غریبه ها" دارد: لیو تایلر از زن مهاجم که نقاب یک عروسک را به صورتش زده می پرسد: "تو چرا این کار ها را با می کنی؟" و زن نقاب دار هم با صدایی مرده و بی احساس می گوید: "چون در خانه بودید."

 

در پایان، این تمام توضیحی است که یک فیلم ترسناک خوب به آن نیاز دارد.