دنیای مترجم

خبر - مقاله - داستان کوتاه - نقد فیلم - گفتگو.

دنیای مترجم

خبر - مقاله - داستان کوتاه - نقد فیلم - گفتگو.

گفتگو با ها جین

 

 

با توجه به نقش تاریخ، عنوان ‹آشغال جنگ› عنوان جنجال بر انگیزی برای یک رمان است؛ علاوه بر اینکه موضوع رمانت هم جنجال بر انگیز است. تو در این رمان درباره ی بدرفتاری سرباز های آمریکایی با اسرای جنگی چینی به هنگام جنگ کره می نویسی. آیا این زمان بندی برای تو مرموز و غیر عادی به نظر می رسد؟

 

آره، کاملاً مرموز است. ولی وقتی در سال 2000 نوشتن رمان را شروع کردم هرگز فکر نمی کردم چنین چیزی در خبر ها منتشر شود.

 

انگیزه ی نوشتن این رمان از کجا آمد؟

 

من اولش می خواستم ‹آشغال جنگ› را به صورت یک رمان کوتاه بنویسم ولی هر چه می نوشتم نمی توانستم نوشتن را متوقف کنم. نوشته ام از 400 صفحه هم بیشتر شد. چیزی از درونم خارج شد و من بعداً فهمیدم آن چیز چه بوده: ترس. چون آن موقع که من در ارتش چین سرباز بودم بیشتر سرباز ها از اسارت بیشتر از مرگ می ترسیدند.

 

چرا؟

 

چون ما می دیدیم که با اسرای آزاد شده چگونه بد رفتاری شده بود. با آنها مثل مجرم رفتار می شد. در واقع من می دانستم که بهترین راه برای اینکه یک شهروند شرافتمند باقی بمانم این است که خودم را بکشم چون اگر آدم اسیر می شد و زنده می ماند وقتی به وطن خود بر می گشت با او مثل انگل اجتماع رفتار می کردند.

 

چهارده ساله که بودی در مورد سن ات دروغ گفتی و به ارتش آزادی خلق پیوستی. تجارب خودت در نوشتن این رمان تا چه اندازه نقش داشته؟

 

خیلی، چون در اولین دوره ی شش ماهه اول خدمتم در ارتش چین ما در یک روستای کره ای بودیم. و این به من کمک کرد چون من با زبان و بعضی از رسم و رسوم آنها آشنا بودم. همین تجربه در طول نوشتن رمان اعتماد به نفس زیادی به من داد. مجبور نبودم برای این جزییات کوچک تحقیق کنم. از آن مکان بخصوص و مردمانش تصویر بسیار عینی و ملموسی در ذهن داشتم.

 

سال 2000 که با تو مصاحبه کردم کتاب هایت در خود چین قابل دسترسی نبود؛ آیا این وضعیت حالا تغییر کرده؟

 

فقط رمان ‹انتظار› در خود چین قابل دسترسی است و بقیه ی رمان ها نه. در رمان انتظار برعکس بقیه ی رمان هایم مستقیماً به مسایل سیاسی نپرداخته بودم. این رمان درباره ی گذشته است، یعنی دست کم از نظر مقامات مسؤل کشور چین اینگونه است. در مقام مقایسه، کتاب هایی مثل ‹دیوانه ها› و آشغال جنگ برای مقامات مسؤل توهین آمیز تر است. به گوشم رسیده که ناشران از بالا برایشان دستور آمده که کار های من را چاپ نکنند. و به نشریات اصلی هم گفته شده بود که بر کتاب های من نقد ننویسند.

 

تو الان تقریباً 20 سال است که در ایالات متحده زندگی می کنی ولی تمام آثار داستانی ات تا به حالا در چین رخ داده. در رمان جدیدت البته تو از چین خارج شده ای و به کره رفته ای. چرا تا حالا رمانی ننوشته ای که حوادثش در ایالات متحده رخ بدهد؟

 

خب می دانی، من اگر چنین کاری بکنم تغییر بسیار بزرگی در کارم خواهد بود. فعلاً دارم صبر می کنم. این کتاب جدید من هم نوعی انتقال به سوی همین فضا های جدید است. حوادث کتاب بعدی ام عمدتاً در ایالات منحده خواهد گذشت. این رمان فعلاً در حد محک زنی همین قضیه است، در فضای این داستان چینی ها و آمریکایی ها و کره ای ها با هم ارتباط متقابل دارند. برای اینکه محل وقوع حوادث کتابم را در آمریکا قرار بدهم باید خیلی چیز ها را تغییر بدهم حتی روایت داستان را. یک نکته فنی بسیار اساسی است که من باید حلش کنم، یعنی باید بفهمم آدم های مختلف- مهاجران، سخنگویان غیر بومی زبان انگلیسی، سخنگویان بومی زبان انگلیسی – وقتی با هم در ارتباط متقابل هستند چگونه با هم صحبت می کنند. و این برای اینکه از پس نوشتن رمانی درباره ی مهاجرت بر بیایی بسیار مهم است. در ادبیات آمریکا از همان اول سنتی در این زمینه به وجود آمده. ‹آنتونیای من› درست است؟ و نابوکف و هنری رات. پس من باید خیلی دقت کنم؛ این کار راحتی نیست. من از قبل روی رمانی دارم کار می کنم که ماجرا هایش در ایالات متحده می گذرد ولی نمی دانم چیز خوبی از آب در می آید یا نه.

 

رمان آشغال جنگ یقیناً کمیک نیست ولی در یک جای رمان نتوانستم نخندم؛ آنجا که قهرمان داستان تو تقریباً در پایان رمان تصمیم مهمی را بر اساس آنچه در سریال تلوزیونی ‹سمپسون ها› دیده می گیرد. آیا با این سریال تلوزیونی آشنا هستی؟

 

آره، خیلی خوب اشنا هستم. پسرم با این سریال بزرگ شد. این سریال واقعاً بخشی از زندگی آمریکایی ها است. چیزی نیست که یک مدت پخش شود و بعد از تمام شدن فراموش شود. طنز و درام موجود در این سـریال. . . این اثر واقعاً بی نظیر است. من آن سریال را همینطور اتفاقی انتخاب نکردم.


داستان کوتاهی از هاجین


Free Web Counter